در مورد سبب شناسی و پیدایش وسواس در افراد؛ فرضیه های زیادی مطرح شده است. برای مثال فرضیه زیستی معتقد است که وسواس سابقه ی خانوادگی دارد. هر فرد معمولا همان نوع وسواس والدینش را دارد.مثلا اگر مادر وسواس نظم و ترتیب دارد فرزندش هم ممکن است وسواس نظم یا وسواس دیگری داشته باشد ولی وسواس وی به چشم مادرش نمی آید و برای مادر یک روند معمولی است که باید همینطور باشد.

گروه دیگری معتقدند که وسواس به خاطر آسیب وارد شدن به لوب فرونتال مغز که موجب وارد شدن آسیب به عقده های قاعده ای شده است؛ میشود. لذا وسواس را یک مشکل مغزی می دانند.

گروهی دیگر از روانشناسان معتقدند این فکر ها و در پیامد آن رفتار ها ممکن است به ذهن هرکسی بی آید اما در وسواس ها برآورد خطر بالا می رود و تصور اغراق آمیز دارند و به این افکار دایما ادامه می دهند و به پیامد های دردناک آن می اندیشند و موضوع برایشان خیلی جدی می شود.

در کل اگر وسواس خیلی شدت نداشته باشد مورد تایید دیگران قرار می گیرد اما وقتی شدید می شود وقت گیر شده و مورد اعتراض دیگران قرار خواهد گرفت. همچنین این افراد عموما دیگران را در بسیاری از مسایل قبول نداشته و این خود احتمال درگیری با اطرافیان را افزایش می دهد. وسواس خیلی اوقات با سایر اختلالات همراه است لذا درمان آن امری تخصصی است و بهتر است به کمک یک درمانگر خوب وارد پروسه ی درمان شویم.

دیدگاه خود را ثبت کنید